می رم که عاشقت نشم!
عشق نداشتت داره پر رنگ می شه
حالا تو این دقیقه ها دلم برات تنگ می شه
شاید بازم خیاله که عاشقی باورت شده
اسم منم همسایه ی ذهن مرددت شده
می خوای بیام دیوونه شم داد بزنم تو کوچه ها؟
بگم که عاشق تو ام مثل تموم اون روزا؟
دوباره بارون بگیره بشم پر از خیال تو
بغض منم بشکنه و ابری کنه خیال تو؟
نه دیگه بسه عاشقی هرچی بوده تموم شده
دیوونگی حدی دار زندگی ام حروم شده
بهونت و بزار واسه روزای بعد رفتنم
این بار دیگه می رم سفر شاید طلسم و بشکنم
می خوام برم که عاشقی این بار اثیرم نکنه
ساده و پاک و بی ریام خوار و ذلیلم نکنه
منتظر دلم نمون نه دیگه عاشق نمی شه
می برمش تا بدونه عشق تو صادق نمی شه.
