بهونه
امروز دلم تنگ شده بود براي خنده كردنات
براي اون برق نگات سرخي روي گونه هات
شاديامون غصه هامون اشكاي رو گونه هامون
دويدنا رسيدنا قهراي يك روزه هامون
داتنگي هاي هر شب و به اين بهونه زنگامون
اون كادوي يواشكي كه دل مي برد از دوتامون
فراراي غايمكي اون قولاي دروغكي
حتي واسه دردسر واسه يك لحظه ديدنا
گل چيدنا شنيدن دوست دارم از رو لبا
عكساي يادگاري ها تو البوم خاطرمون
دعواهامون اشتيامون بعدش سكوت واسه دلا
شك كردناي بيخودي كه سر مي برد حوصلمون
حسوديا ناز كردنا گل گفتنا شنيدنا غروب به هم رسيدنا
اون خشمايي كه مي شكست دلو واسه بريدنا
اما نه اين جوري بده ميگم واسه رسيدنا همش مي شد بهونمون
امروز داره تموم ميشه با تو بودم چه روزي بود
دلم دوباره تنگ شدو رفتم سراغ خاطرات
داتنگي هام بهونه شد واسه شنيدن صدات
