تبليغاتX
عطش
عطش
*~*~نه سکوت نه سخن~*~*

نه سکوت       نه سخن

 

سخت است وقتی می دانی خود مانعی برای گفتن

حقیقت درونت هستی حقیقتی که انکار نشدنی است

eshgh-87768

 

 

 

سکوت تلخ است ولی نه به تلخی سخن گفتن آن هم هنگامی که

باید سکوت کنی تا صدای قلبت را بشنوی از روی غرور سخن می گویی

و به صدای قلبت که نام اورا فریاد می زند بی توجهی.

برایم از عشق گفتی از با هم بودن از علاقه ات و من چه کردم؟!!

سرد و بی احساس بی توجه به قلبم سخن گفتم که مبادا غرورم

بشکند.

با اینکه هر روزم با رویای با تو بودن می گذشت و عطر تو هر لحظه در

خیالم جاری می شد ولی باز هم نمی توانستم حرفی از علاقه ام بزنم.

مرا بی احساس می پنداشتی و من چقدر عذاب می کشیدم

که در جواب دوست داشتن های تو نمی توانستم یا نمی خواستم

چیزی بگویم.

و اکنون هم نمی توانم ونمی خواهم غرورم را برای باز گرداندنت بشکنم.

چرا باید بگویم زما نیکه از من دور بودی و نمی دانم کجا

من در گوشه ای اشک می ریختم و برای سلامتی ات دعا می کردم.

چرا باید از ترس از دست دادنت که شب هنگام به سراغم

می آمد می گفتم و از دلی که هر لحظه داتنگ تو است و منتظر است تا

دوباره از ندای قلبت برایش بگویی تا آرام گیرد.

حتی گفتن عشق من برایم سخت است هرگز نمی توانم و نمی خواهم بگویم

دوستت دارم و تو همیشه می گفتی مغرورم شاید می دانستی

علاقه ام را پنهان کرده ام.

لعنت بر غرور



| *| نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 10:3 توسط فاطمه(ساقی) |