جدايي مفهومي ندارد وقتي قلب ها به ياد هم مي تپند و لبخندها
به ياد خاطرات با هم بودن شكوفا مي شوند.
.
عشق من فاصله ها بي رحمند فرا موشي مي آورند ولي مطمئن
باش هرگز مانع كم شدن ذره اي علاقه ام به تو نخواهند شد.
جدايي مان مرا به عشق وابسته تر مي كند.
گرچه گاهي خسته از فاصله ها به گوشه اي پناه مي برم و
خاطراتمان را چندين بار مرور مي كنم و ميگريم.
گفتي صبر كن اين آزمايشي است از جانب خدا دوباره اشك چون
سيل از چشمانم جاري شد و تو بودي كه با صداي گرمت آرامش را
به اين دل خسته باز گرداندي.
نازنينم گرچه ان روز گريه مجا لي براي گفتن حرف دل نذاشت
من امروز مي گويم براي با تو بودن تا آخرين نفس صبر خواهم كرد.
سختي هيچ است وقتي مي دانم عشقي دارم به لطافت گلبرگها دلي دارد
به وسعت آسمان و وجودش سراسر بهاري است.
دستانم را گرفتي و خيره در چشمانم گفتي دوستت دارم دستانت
را فشردم و از ته قلب گفتم بي تو هيچم.
خنده هاي نمكينت را در آلبوم خاطرات دل هك مي كنم تا هميشه
تو را خندان تصور كنم و فراموش كنم اشك هايي را كه از روي دلتنگي
ريختي.
خوشحالم از اينكه عشقي پاك در رگانمان جاري است و اميدي
در دل هايمان.
من تو را مي خواهم و تو مرا و هر دو اسير فاصله ها هستيم.
ديگر از فاصله ها وحشتي ندارم بگذار بمانند ما با هم از ميان
بر مي داريمشان.

